یکشنبه ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۱



خط و نشان رهبری



خامنه ای چگونه به رهبری رسید و چگونه رقیبانش را از سر راه خود برداشت؟ مستند "خط و نشان رهبر" نگاهی دارد به زندگی پر رمز و راز سیاسی، امنیتی آیت الله خامنه ای.
هر چند تهیه کننده برای متفاوت جلوه دادن کار خویش دچار خود سانسوری شده و در بسیاری از بخش ها از روی ترس سعی کرده است ( و شاید هم دستور این بوده) واقعیت عریان خامنه ای را در مسیر دیگری هدایت کند، دقیقنا" به همین دلیل بیننده آگاه با مشاهده این اثر دچار تردید در صد البته عصبانی می شود. در مجموع تا اینجای کار اقدام تهیه کننده" دست مریزاد" دارد.

شنبه ۳ سپتامبر ۲۰۱۱



زاده خشونت، نه رمضان می شناسد و نه شعبان!

پایان ماه رمضان بهانه ای شد برای نگارش نکاتی که در خلال این ماه عزیز یا کمی پیشتر به وقوع پیوسته است. سه اتفاق قابل توجه: 1- همراهی و حضور موثر نیروهای متعدد القاعده در میان مردم به پا خواسته لیبی 2- پی آمد مرگ بن لادن 3- تاثیر کشته شدن نفر دوم القاعده معروف به عبدالرحمان بر امنیت منطقه، سه رویداد اخیری که دو تای آخر "به ناحق" تمامی افکار جهان را به خود مشغول کرده است .
صورت مسئله از این قرار است که به دنبال کشته شدن مرد شماره یک القاعده و شماره دو او در پاکستان همچنین وداع کهنه دیکتاتورهای نیم قرن اخیر با مردم تونس، مصر و لیبی، مقامات غربی و عناصر امنیتی کشور های درگیر شادمان از ارائه فتوحات خویش در غفلت عمیقی به سر می برند.
تحلیل غلط قدرت های بزرگ دنیا بر این است که تو گویی حلقه های آتش و آتش افروزان همچون ارتشی منظم تابع فرمانده و مقید به فرامین از پیش ابلاغ شده است. آنها غافلند که تروریست ها، چه از نوع دولتی مانند عوامل جمهوری اسلامی و یا غار نشینان القاعده مقید به فرمان بری از افراد بالا دستی هستند. آنها فراموش کرده اند گروه های تروریستی مبتنی بر اندیشه و تفکر خون ریزی بنا نهاده شده و هر یک از حلقه های متصل به ان بر اساس اقتضای حفظ منافع و موجودیت خویش و به صورت جزیره ای دست به عمل جنایت کارانه می زنند. در نتیجه از بین بردن هر یک از مهره های موثر و یا تابع، به معنای روفتن افکار جنایت کارانه نیست . واقعیت اینکه این دسته از آتش افروزان به قول نویسنده ای "زاده خشونتند" آن ها برای رسیدن به اهداف پلید خود نه رمضان می شناسند و نه شعبان!
با پا فشاری بر این اعتقاد که اگر همتی باقی مانده است، دست از خذف تک حلقه های سوخته القاعده برداشته و برای پیش گیری از حوادث وسیع تر، صادقانه طرح نو دراندازید و مانع ظهور و نفوذ دسته های القاده در لیبی شوید. چرا که حذف نیروهای تاریخ مصرف گذشته القاعده چنان که می بینیم هیج تاثیری در کاهش خشونت نداشته و در آینده نیز نخواهند داشت. در نتیجه تا لیبی به افغانستان دیگر تبدل نشده با حذف نیروهای اهریمنی القاعده و بریدن دست جمهوری اسلامی از سرنوشت آن کشور ستم دیده، مرزبندی عملی خود را به افکار عمومی نشان دهید.
در همین راستا بخشی از افکار عمومی بر این باور است: حال که مبارزات مردم آزادیخواه با همراهی نیروهای غرب در حال به ثمر نشستن است، حضور نیروی به ذاته خشونت طلب دوشادوش نیروهای انقلابی لیبی چه معنی و مفهوم قانع کننده ای دارد؟
به چه دلیل و با پشتیبانی کدام دولت و یا قدرت، عناصر تفنگ به دوش القاعده هم اینک در بین نیروهای آزادی خواه لیبی در حال استحکام مواضع خود هستند؟ آنها در فردای آزادی لیبی چه نقش و نقشه ای را پیگیری خواهند کرد؟
آیا حضور آنها به مانند افغانستان و پاکستان و عراق بیانگر تداوم خون ریزی در لیبی و دیگر کشورهای تازه ازاد شده از دست دیکتاتوری خواهد بود؟
در غیر این صورت آیا افکار عمومی حق دارد باور داشته باشد که دولتهای غربی به مانند القاعده و جمهوری اسلامی اعتقادی به رهایی ملتها ندارند؟ آیا افکار عمومی حق دارد فکر کند که قدرت های هم رزم القاعده برای مهار حرکت های رهایی بخش با یک دیگر هماهنگ هستند؟
شکیب
شهریور 1390

دکتر آغاجری هم "ویکی لیکسی" شد؟

ویکی لیکس در یکی از اسناد منتشر شده که به تاریخ 29 نوامبر 2006 تنظیم شده آورده است ، در این تاریخ نماینده آمریکا در دبی به دیدار تعدادی از فعالان سیاسی و حقوق بشر ایران رفته است.
در این سند به سخنرانی تعدادی از فعالان سیاسی از جمله : هاشم آغاجری، عبدالله مومنی، مرضیه لنگرودی و علیرضا رجایی در کنفرانسی در ام آی تی که از سوی فاطمه حقیقت جو تدارک دیده شده بود اشاره شده است.
در این سند آمده است، از آغاجری در پاسخ به لغو حکم مرگ و حکم ازادی او از زندان در سال 2004 گفته است: فشارهای داخلی و بین المللی، مخصوصا از سوی آمریکا، و همچنین رسانه ها.باعث آزادی من شدند.
اغاجری اظهار کرده آمریکا بر روی مسئله حقوق بشر به صورت گزینشی فشار می آورد. اما مدیر آمراکایی حاضر در این جلسه ان تعهد امریکا به حقوق بشر و دموکراسی را تکرار کرد، وی بر حمایت از حقوق بشر به عنوان یکی از اولویت های سیاست خارجی آمریکا پا فشاری کرده است.در این سند آغاجری می افزاید: دموکراسی باید از درون جامعه ایجاد شود. ایران یک کشور مذهبی مانند آمریکاست و دموکراسی در ایران باید عنصر مذهبی داشته باشد. چرا که به اعتقاد او دموکراسی کاملا سکولار به اعتقادات دینی مردم ایران توهین می کند.اغاجری ضافه کرده است که ایرانیان بر ضد آمریکا نیستند و اکثر انها از ایجاد رابطه با آمریکا حمایت می کنند. ولی ایرانیان به دخالت آمریکا در امور داخلی ایران مشکوک هستند. وی توصیه کرد که آمریکا نباید کاری کند که به نظر دخالت به حساب بیاید.

پنجشنبه ۱ سپتامبر ۲۰۱۱

فضل الرحمن اوریا روزنامه‌نگار افغان، به مجامع بین المللی شکایت می کنم

گفت‌و‌گوی فضل الرحمن اوریا، کارشناس مسايل سیاسی افغان و خبرنگار در کابل با شبکه خبر جمهوری اسلامی ایران نیمه‌کاره ماند. دوشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۰، مجری «شبكه خبر» صدا و سیمای جمهوری اسلامی از آقای اوریا درباره «توافقنامه امنیتی آمریكا و افغانستان» سوال کرد.

این خبرنگار در همان دو دقیقه اول از نقش ایران و پاکستان در ایجاد بی‌ثباتی در افغانستان سخن گفت و مجری برنامه سخنان او را قطع کرد.

فضل الرحمن اوریا، به دویچه وله گفت: « قرار بود ۲۰ دقیقه صحبت ‌کنم که فقط ۲ دقیقه و ۱۶ ثانیه از آن پخش شد. ۱۷دقیقه و چند ثانیه دیگر به من بده‌کارند. اگر شبکه‌ی خبر بقیه صحبت من را پخش نکند، مجبور هستم به خاطر اعاده‌ی حیثیت خود به نهادهای بین‌المللی ازجمله سازمان ملل متحد مراجعه و شکایت کنم.»

گفتگوی او را بشنوید